تبليغاتX
نفس نفس مي زنم لذيذ
شعر .داستان .نقد
 

مير حسين موسوي

میثم امانی در حاشیه آن چه بر ما و کاندیدای ما در انتخابات گذشت:

 

آنجا که عشق غزل نیست

که حماسه ای ست

هر چیز را

صورت حال

باژگونه خواهد بود

زندان

باغ آزاده مردم است

و شکنجه و تازیانه و زنجیر

نه وهنی به ساحت آدمی

که معیار ارزش های اوست

کشتار تقدس و زهد است و

مرگ

زندگی ست

 آن که چوبه دار را بیالاید

با مرگی شایسته پاکان به جاودانگان

پیوسته است

 آنجا که عشق

غزل نه حماسه است

هر چیز را

صورت حال

باژگونه خواهد بود

رسوایی شهامت است و

سکوت تحمل ناتوانی

 از شهری سخن میگویم که در آن شهر خدایید

دیری با من سخن به درشتی گفتید

خود آیا به دو حرف تاب تان هست؟

تاب تان هست؟

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 18:24  توسط مهدي عباسي  |