تبليغاتX
نفس نفس مي زنم لذيذ
شعر .داستان .نقد
                           

 

            چه کسی برای گاو ها علوفه می ریزد؟!

 

                         بررسی شعر علی رضوانی راد

 

            

 

 

اگر بنا باشد شعر علی رضوانی مورد بررسی قرار گیرد باید به دسته بندی آثار او در سه گروه:

الف)غزل ها،

ب)رباعی ومثنوی ها

ج) اشعار آزاد ونیمایی

اشاره وهر گروه از این آثار جدا گانه خوانده شوند .

عاشقانه هایی در قالب غزل که در چیدمان کلمات وسواس عجیبی به خرج داده شده و بیت هایی درخشان وماندگار آفریده شده است. مانند:

 

فرهاد پشت قاف جنون كوه مي كند

شيرين نصيب خلوت پرويز مي شود

یا:

رویای من به روی خیالت گشوده است

امشب اگر نیایی ، دلگیر می شوم

 

و:

احساس کردم یک نفر آرام آرام

دست مرا در دست سارا می گذارد.

 

غزل ها در عین زیبایی به اصول کلاسیک غزلسرایی وفادارند و ردپایی از جریان های جدید در آن دیده نمی شود.حتی کلمات جدید ونا آشنا به محیط ادبیات کلاسیک به زحمت در غزل ها دیده می شوند.( چیزی که در غزل های ایزدی و علی آبادی تا حدودی ودرغزل قربانیان ومهر آذر به وفور یافت می شود). اما این بدان معنا نیست که رضوانی چشم از پیرامونش فرو بسته به گمان من هنگامی که او حاضر نمی شود در وزن وقالب غزل تغییرات جدید را به اجرا بگذارد به شعر نیمایی پناه می آورد. قالبی که به زحمت درآن می توان به خلق آثار ماندگار دست زد والبته رضوانی بدین مهم دست یافته است:

 

شاعران سبك نان / شاعران سبك کله قند/ با عصا و بي عصا / در صف ايستاده اند/

خودكشي براي نان / ناگهان شروع مي شود/

شعرها همه مجاز/ شاعران دمدمي مزاج/ لابه لاي بيتها/

بوي نا  گرفته اند/بوي مرده مي دهند/

واژه هاي باكره/ شاعران جنده باز/ شاعران سبك حوري و پري/

بچه هاي كر / بچه هاي كور / بچه هاي دخمه هاي كهنة نمور/

بچه هاي لال / بچه هاي كال/ بچه هاي نارس عقيم.

 

 

در شعر آزاد هرگاه بیشتر به موسیقی شعرش توجه می کند موفق است . اما گاهی مانند شعر تازه اش به تکرار می افتد و شعر با واژگانی مستعمل حرف تازه اش را در چند خط می گوید و باقی شعر به ضعیف شدن شعر کمک می کند (کلماتش شدیدا شعر های فروغ را به ذهن متبادر می سازد)تا در مجموع رضوانی در تازه ترین شعر آزادش نمره قبولی نگیرد.

 

 

بخش سوم شعر رضوانی مثنوی ورباعی ها هستند که به حیث ارتباط محتوایی آنها را در یک گروه قرار داده ام. شعر هایی با درونمایه اجتماعی:

 

سرمستی جاودانه بر می گردد

ایمان به حریم خانه بر می گردد

هر چند زمین تشنه آزادی نیست

من معتقدم زمانه بر می گردد.

 

البته هدف اصلی من از این نوشتار بحث در مورد اندیشه در شعر رضوانی است. با نخستین نگاه بهشعر رضوانی پی به حضور نومیدی می بریم. فضا غمگین ،تاریک ، زشت و بدی حاکم است:

 

اين كوچه هاي گنگ به بن بست مي رسند

اين سرنوشت شامل ما نيز مي شود

 

و:

 

دارم شبیه آینه ای پیر می شوم

ازدیدن صدای خودم سیر می شوم

 

 

اما نومیدی در شعر رضوانی هیچ گاه مطلق نیست به عبارتی دیگر اگر چه رضوانی در ظاهر یک ناتورالیست  به نظر می رسد اما یا تن به تقدیر نمی دهد یا اعتقاد دارد به اینکه " شاهنامه،آخرش خوش است".

رضوانی از نیمه ی خالی لیوان شروع می کند کم کم متوجه نیمه ی پر نیز می شود:

 

من ولي / براي شاعران مرد/ شاعران سبك سادة غروب / شاعران سبك درد/

شاعران بي ريا/ شاعران خوب/ شاعران منتشر در غروب چشمه سار/

شاعران منبعث از نگاه خويشتن/

شاعران ارتفاعهاي پست ، نه / شاعران پستهاي مرتفع/

چكه چكه مي چكم / تا براي بودنم/ يك دليل محكم و محكمه پسند/ دست و پا كنم.

 

 

شاعر گاهی تلاش می کند تا با این نومیدی مبارزه کند .با این که بارها در ستایش خودکشی وگذاشتن نقطه ی پایان حرف می زند اما آن را نیز راه حل نمی داند :

 

در آینه نگاه می کنم/ مغزم را نشانه می روم/ یک، دو/ دوباره تیرم که خطا می رود...

 

ویژگی متمایز غزل های علی رضوانی حضور پر رنگ همین دیدگاه ناخوشایند به طبیعت ودنیای پیرامونش است.او به هنگام دریافت این ناخوشایندها به "خلوت شاعرانه " اش پناه می برد و بر خلاف آثاری مشابه که شاعر از درون وبرون به بن بست  می رسد او در تنهایی خویش "اندک جایی برای زیستن " می یابد:

 

در خویش می گریزم واز ارتفاع اشک

با گریه سکوت سرازیر می شوم

 

و:

 

شاعران مرد/ شاعران سبك درد/

شاعران خلوت شبانه ام / شاعران دردهاي عاشقانه ام.

 

نکته قابل توجه دیگر این که هرگاه رضوانی در روایت به جای "من" از "ما" استفاده می کند و به عبارتی شعرش زبان جمع می شود ،لحن وفضا کاملا تغییر می کند.دیگر از آن خمودگی و رخوت خبری نیست وشعر (با محتوایی اصطلاحا اجتماعی) به طغیان در مقابل ناراستی بر می خیزد. در اینجا نومیدی اعتراض را به دنبال دارد. جستجو برای آزادی، ایستادگی در مقابل خرافات ،رد ِگرایش های سنتی  مذهبی و انتقاد از نظام های حکومتی درونمایه های این گونه شعر های رضوانی است :

 

از هوس بازی این قوم حذر باید کرد

سر این رشته دراز است گذر باید کرد

 

و:

 

آباد می کنیم حریم درخت را

بگذار دست صاعقه ویرانمان کند

 

 

نقطه ی قوت رضوانی در اینجا پرهیز از شعار است .وسواس او در عدم ورود مستقیم مسائل روز به شعرش به ماندگاری شعر ها کمک می کند به طوری که به ندرت می توان شعری از او خواند تاریخ مصرف داشته باشد.

رضوانی به نسبت بسیار کم شعر می گوید که اگر چه این کم کاری می تواند به پختگی معدود اشعارش کمک کند اما ضربه جبران ناپذیری به زبان شعرش وارد می سازد و رشد آن را کند می کند. البته اگر او به رشد وپویایی زبان شاعر اعتقاد داشته باشد. اما اندیشه همیشه در شعر رضوانی پویاست وتا حرفی در میان نباشد شعری در کار نیست.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 16:6  توسط مهدي عباسي  | 

 

       و آغوشت اندک جایی برای زیستن....

Image(394).jpg 

           "در حاشیه ی ششمین سالگرد در گذشت  احمد شاملو"

 

  شانس قشنگی داریم : خانه مان نزدیک امامزاده طاهر است وهر از گاهی میهمان شاملو ،گلشیری،گل نراقی،احمد محمود،م .آزاد،مختاری،پوینده و... هستیم. از قبل می دانستیم از سوی کانون نویسندگان ایران مراسم سالمرگ شاملو برگزار خواهد شد.عصر دوم مرداد راه افتادیم به سمت شاملو. از نزدیکی های امامزاده می شد فهمید امروز هوای اینجا فرق می کند. وقتی رسیدیم مراسم شروع شده بود .فرخنده حاجی زاده اجرای آن را بر عهده داشت. در میان جمعیت می توانستی هم  دوستداران و خوانندگان ادبیات معاصر را پیدا کنی وهم تیپ هایی که ادای روشنفکری وهنر مند بودن را در می آورند... .

از این ها که بگذریم شاعران ونویسندگان اسم ورسم دار ی آمده بودند وشعر خواندند :سیمین بهبهانی،سید علی صالحی،علی باباچاهی،فریبرز رئیس دانا و از نسل جدید  شاعرانی از قبیل گراناز موسوی. مراسم به صورت نیمه خود جوش اداره می شد وشلوغی مانع از آن بود که بتوان شعر شنید. دانشجویان هم طبق معمول اکثریت حاضرین را تشکیل می دادند و در دست اغلب شان بیانیه وپلاکارد های اعتراض به دستگیری های اخیر دانشجویان پلی تکنیک بود.

پیام هایی هم از طرف سیمین دانشور وعلی اشرف درویشیان دو پیشکسوت ادبیات که این روزها در بستر بیمار ی اند قرائت شد.  علیرضا اسپهبد هم طرحی از شاملو کشیده بود که البته ما به علت شلوغی نتوانستیم به طور کامل ببینیمش. مراسم کانون نویسندگان با بیانیه ای تمام شد .اما جمع دوستداران بامداد  پراکنده نشدند. دختر کوچولویی ترانه های شاملو را حفظ بود وبر دوش پدرش می خواند وجمعیت رابه وجد آورده بود.بعد هم جمعیت هم صدا ترانه ی"یه شب مهتاب" را خواندند. فضا برای دقایقی پر شور شد وجمعیت  با دست های در هم گره خورده  "یار دبستانی" و" ای ایران"  را فریاد زدند....

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 14:44  توسط مهدي عباسي  |