...زمانه بر می گردد؟!

سرمستی جاودانه برمی گردد
ایمان به حریم خانه بر می گردد
هر چند زمین تشنه آزادی نیست
من معتقدم زمانه بر می گردد
"علی رضوانی"
Break this heavy chain
William Blake (1757-1827
برگردان:
مهدي عباسي
زمين
از تاريكخانه ي ترس و اندوه سر برآورد
روشنايي اش گريخت
فقط ترس و سرما!
و بن بست هايش در نا اميدي خاكستري رنگي محو شدند
"در ساحل نمناك به بند كشيده شده ام
حسادت مي درخشد
وآشيانه ام را سرد وكهنه نگه مي دارد
و من صداي پدر مردمان باستان را مي شنوم
كه بسيار مي گريد"
"پدر خود خواه انسان
چگونه اين ترس بي رحم و حسود و خود خواهانه
ميتو اند به معصوميت كودكي
وبه سحر گاهان
كه در ز نجير شب به سر مي برد
اميد بخشد؟"
در خت ها كه مي شكوفند
وغنچه ها كه گل مي دهند
آيا بهار ميتواند شادي اش را پنهان نگه دارد؟
آيا كشاورز در شب بذر مي افشاند
يا در شب زمين را گاوآهن ميزند"
اين زنجير سنگين
كه بر استخوانهايم ميخكوب شده را بشكن!
خود خواه!
ناچيز!
بلاي جاودانه
كه عشق را با زخمي بسته شده وا مي گذاري